تبليغاتX
فتوبلاگ عکس های منتخب

 

پسرک جهنمی دنیای نت

 

در شبی پر ستاره و آرام پسركی در عذاب می ميرد/پسركی در عذاب تنهايی،غرق در التهاب می ميرد

در نگاه دو چشم خسته ی او زندگی موج می زد و عشق/غافل از اينكه اين همه روياست،عاقبت در سراب می ميرد

چشم هايش پر ست از حسرت،حسرت لحظه هايی رويايی/چشم هايی كه پر ز رويا بود آن زمان چون شهاب می ميرد

دست های نياز او آن وقت رو به سوی ستاره بالا رفت/پسرك در شكوه راز و نياز لحظه ی استجاب می ميرد

و پريشان و خسته و غمگين در خيالش كه اشتباهم چيست ؟/اين جه جرمی ست هر زمان احساس در همين ارتكاب می ميرد

زير آوار غصه ها خم شد،آهی از عمق قلب او برخاست/بی خبر از همينكه جرمش چيست،پاسخی بی جواب می ميرد

بعد از آن لحظه های بارانی چهره اش را كشيد و قابش كرد/زير آن هم نوشت اين چهره زير آوار قاب می ميرد

آسمان پر از ستاره و صاف از ستاره،تهی شد و غمگين/زير رگبار آسمان آن شب،پسركی در عمق خواب می ميرد